





































































































مراسم گرامیداشت پنجاه و نهمین سالروز ولادت “سیدمجتبی علمدار” در گلزار شهدای آرامگاه ملامجدالدین ساری برگزار شد.
عکاس(محسن هدایتی بنیادآباد) منبع: خزرنما
پنجاه و نهمین سالروز ولادت آقا سید مجتبی علمدار با قرات استاد “محمدرضا رضایی” وبا سخنرانی “حجتالاسلام ترابیان” و با مداحی “کربلایی علی کلهر “و اجرای “امیرحسین کمالی” در گلزار شهدای ملامجدالدین ساری برگزار شد.
«سید مجتبی علمدار» شهیدی که در یازدهمین روز از نخستین ماه زمستان متولد شد و ۱۹ سال بعد در چنین روزی به خیل جانبازان شیمیایی پیوست و در همین تاریخ نیز نمازعشق را با اذان ملکوتیان قامت بست؛ وقتی مصیبت اجدادش را می خواند گویا صحنهها از پیش چشمانش می گذشتند و آنقدر می گریست که اطرافیان را یارای تحمل نبود و ناخودآگاه اشک ها جاری میشد.
شاید کمتر کسی را بتوان یافت که مهمترین رویدادهای زندگی اش اعم از تولد و مرگ در یک ماه و یک روز رخ داده باشد، ‘سید مجتبی علمدار ‘ شهیدی از دیار مازندران است که ۱۱ دی ماه سال ۱۳۴۵ در شهر ساری چشم به جهان گشود.
سید مجتبی در ۱۷ سالگی به عضویت بسیج درآمد، روانه جبهه های جنگ حق علیه باطل شد و به گردان مسلم بن عقیل پیوست. کربلای یک نخستین عملیاتی بود که سید در آن شرکت کرد، وی همچنین در عملیاتهای کربلای ۴، ۵، ۸ و ۱۰ حضور داشت.
سید مجتبی در عملیات کربلای ۸ مجروح شد اما مجددا به جبهه بازگشت، این بار از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شت مجروح شد. سید در طول دوران دفاع مقدس بر اثر مجروحیت های مختلف طحال و بخشی از روده خود را از دست داد.
وی که همواره مردانه می جنگید و با رشادت های خود نقش آفرینی می کرد در تاریخ ۱۱ دی ماه سال ۱۳۶۴ به شدت شیمیایی شد.
سید پس از پایان جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری مشغول خدمت شد، وی مسوولیت واحد تربیت بدنی لشکر را برعهده داشت ودر کنار آن بعنوان عضو اصلی هیات رهروان حضرت امام (ره) هم ایفای وظیفه می کرد.
علمدار مداح و ذاکر اهل بیت عصمت و طهارت بود و ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشت، وقتی مصیبت اجدادش را می خواند گویا صحنهها از پیش چشمانش می گذشتند و آنقدر می گریست که اطرافیان را یارای تحمل نبود و ناخودآگاه اشک ها جاری میشد.
بعد از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی می کرد از دوری آنان سخت آزرده بود.
در اوایل دی ماه سال ۱۳۷۵ به دلیل جراحات شیمیایی روانه بیمارستان شد، این لحظات آخر نفس کشیدن برایش چه سخت شده بود، نفسی که به رسم یادگاری در جبهه ها جا گذاشت و دیگر نیامد، سید خودش را هم جا گذاشت و پس از یک هفته در تاریخ ۱۱ دی ماه به دیار حق شتافت.
